تبلیغات
محزون

محزون
 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
نظر شما درباره ی رمان راز تنهایی مریم؟





صفحات جانبی

خانم نظافت چی

یه روز یه خانم نجیب كه خیلی با شرف بوده

رفت بالا شهر تا كار كنه خرجی به خونه بیاره

صاحبِ خونه شرط گذاشت باید براش چك بیاره

تا نشه در نبود اون، خانومه  «چیزی» برداره

یك چك كارمندی باید ضامنِ كار اون باشه

صاب خونه گفت مدرك باشه خیال من راحت میشه

سوار مترو شد و رفت یه جایی تو قیطریه

یه خونه ویلایی كه، هیبت یك قصرو داره

یه خونه خیلی بزرگ كه چند تایی اتاق داره

علاوه بر باغ و حیاط، جكوزی و سونا داره

داخل خونه پر بودش از جنس و شی‌ءِ عتیقه

فرشهای دستباف زیاد كه رنگ مهمون ندیده

تو ذهن این صاحب خونه

 فكرایِ بد وُول می‌زنه

نمی‌دونه كه این خانوم آدمِ با خدائیه

از روی ناچاری و درد اومده تا كار بكنه

یه خورده پولی جمع كنه به درد و زخماش بزنه

یه روزی صاحب خونه رفت تو شركتش تا كار كنه

این خانومه تو خونه بود، دید یكی هی داد می‌زنه

با خنده و مهربونی رفت تا ببینه چی شده؟

دید خانومه داره می‌گه:

 دستشویی ها و سرویسا اصلاً‌ نظافت نشده

خانومِ ماجرایِ ما بدون اینكه اخم كنه

اومد تا باز سرویسا رو از نو نظافت بكنه

اون زنِ صاحب خونه گفت: كه این خانوم دستكشاشو در بیاره

با دو تا دست كاسه رو اون آب بزنه، تمیز كنه

پیش خودش نگفت یه وقت اگه كه اون آه بكشه

این خانومِ پر اِفاده شاید كه بیچاره بشه

خانومِ ماجرای ما دیگه تحمل نداره

دلش می‌خواد كه سرشو چند بار تو دیوار بزنه

یدفعه اون یادش میاد به بچه‌هاش قولی داده

برای اون قولش باید از جونش مایه بزاره

آه چه دل سنگی داره هر كی محبّت نداره

انگاری چونكه پول داره به هر چی اختیار داره

میخوام بگم كه پول داد‌اش درسته چیز خوبیه

ولی برای بعضیا فهم و شعور نمیاره.


[ جمعه 23 تیر 1391 ] [ 05:02 ق.ظ ] [ Hasan Sadati ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


قلمم در بیان عاجز است و زبانم در کلام قاصر.
از جمع کلمات، درقالب شعر و داستان
شرحی از دل نوشته هایم را به رشته تحریر درآوردم.
کلام دوست واژه ای ست مقدس
و تو ای قدیس من.
لطفِ نگاهِ چشمانِ مهربانت را
از جمله های پر خبط و اشتباه من دریغ مدار.
اگر هر سطری از کلامم مقبولِ نظری اُفتَد
مرا خودشیفته نخواهد کرد و
اگر هر واژه ام منفور نگاهی شود
در من ایجاد بغضی نخواهد شد.
در مسند قضاوت شما
حکم به هرآنچه دهید در قبال رد و تاییدم
سر تسلیم فرود خواهم آورد
حکم تان دست مایه ای است
تا بتوانم بر لوحِ سفیدِ کاغذ
واژه ای را بنگارم
که محبوبِ هرنگاه و مجذوبِ هر دلی باشد.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب