تبلیغات
محزون

محزون
 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
نظر شما درباره ی رمان راز تنهایی مریم؟





صفحات جانبی

برگ

شرحِ حال من و یاران

چون درخت و برگ است

سبزیِ رنگ من

آرایه‌ی سیمای درخت

ولی افسوس

كه این سبزیِ من

چند روزی ، به درخت می‌ماند

بعدِ چند روز ولیكن، باید

ترك او گویم و

هر چند نمی‌خواهم من

بایدم راهِ دگر را بروم

لحظه‌ی تلخِ جداییِ من از روی درخت

لحظه‌ای هست كه تنها 

به من آن سنگین  است

نه به احوالِ درخت

آن درخت

سالِ دگر

پر شود از صد برگ

ولی ای  وای به حالِ دلِ من

یارمن عُذرِ مرا خواست دگر

بی كسی شد سهمم

تو بگو! من چه كنم؟

لحظه ی آمدن از اوج

بر این نقطه‌ی خاك

هیچ وقت

از دل و یادم نرود

جایم از رویِ درخت

شده اكنون به زمین

زیر پای همه‌ی عابرها

چه كسی می‌داند؟

شایدم من بشوم

سهمِ روزیِ یكی بره سفید

یا كه یك بزغاله

دلِ من می‌خواهد

قسمتِ آهوی مشكین بشوم

آه ...

دیدی چه شدم؟

با خزان سبزیِ من رفت و رخم گشت چه زرد

قسمت برگ ولی

بود چیز دگری

مردِ درویشی بود

كه به همسایگی برگ و درخت

زندگی می‌گذراند

سردیِ فصلِ خزان باعث شد

مرد درویش

همه برگ‌ها را

سویِ كلبه ببرد

برگ با هیزم و چوب

طعمه آتش شد

برگ سوخت ولی

كلبه مرد، زمانی اندك، گرم و آسوده و راحت گردید

قسمت برگ

همین شد كه بسوزد آخر

حالِ من شرحِ دقیقی‌ست چو برگ.


[ جمعه 26 خرداد 1391 ] [ 05:02 ق.ظ ] [ Hasan Sadati ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


قلمم در بیان عاجز است و زبانم در کلام قاصر.
از جمع کلمات، درقالب شعر و داستان
شرحی از دل نوشته هایم را به رشته تحریر درآوردم.
کلام دوست واژه ای ست مقدس
و تو ای قدیس من.
لطفِ نگاهِ چشمانِ مهربانت را
از جمله های پر خبط و اشتباه من دریغ مدار.
اگر هر سطری از کلامم مقبولِ نظری اُفتَد
مرا خودشیفته نخواهد کرد و
اگر هر واژه ام منفور نگاهی شود
در من ایجاد بغضی نخواهد شد.
در مسند قضاوت شما
حکم به هرآنچه دهید در قبال رد و تاییدم
سر تسلیم فرود خواهم آورد
حکم تان دست مایه ای است
تا بتوانم بر لوحِ سفیدِ کاغذ
واژه ای را بنگارم
که محبوبِ هرنگاه و مجذوبِ هر دلی باشد.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب