تبلیغات
محزون

محزون
 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
نظر شما درباره ی رمان راز تنهایی مریم؟





صفحات جانبی

فردای مرگ

به خطی خوشگل و زیبا بدیدم این چنین متنی كه منقوش است بر لوحی بدین مضمون:

نمی‌دانم چه خواهد شد پس از مرگم و یا آن كوزه‌گر

از خاك اندام تنم سازد چه چیزی را ... الی آخر.

من اما این چنین گویم

ولی من خوب می‌دانم

پس از مرگم مرا همچون اسیری بسته پا و دست

میان حفره‌ای تاریك بگذارند و

چند سنگ لحد بر روی جسم لاغر اندامم.

مبادا! من برون آیم زِ این خاك و گِل اندود گردیده به روی پیكر بی‌جان و بی‌روحم

رفیقان اشك می‌ریزند به بی مهریِ‌شان در وقتِ بودن‌هایِ من

من تنها گرفتارم به تاریكی این كاشانه ظلمانی و كوچك

پس از چندی همه از یاد خواهند بُرد منِ تنهایِ بی‌كس را

چه بیچارست آن یارم

انیس و مونسِ آن روزگارانم

همانی نازنین جانم

كه بالاجبار می‌باید

همه حرفِ دلش را با همان سنگِ مزارم گوید و

تنهایِ تنها تا اَبد ماند.

دلم تنها برایِ او چقدر تنگ است.

برایِ مهربانی كه دلش دریایی از درد است.



[ شنبه 6 خرداد 1391 ] [ 06:02 ق.ظ ] [ Hasan Sadati ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


قلمم در بیان عاجز است و زبانم در کلام قاصر.
از جمع کلمات، درقالب شعر و داستان
شرحی از دل نوشته هایم را به رشته تحریر درآوردم.
کلام دوست واژه ای ست مقدس
و تو ای قدیس من.
لطفِ نگاهِ چشمانِ مهربانت را
از جمله های پر خبط و اشتباه من دریغ مدار.
اگر هر سطری از کلامم مقبولِ نظری اُفتَد
مرا خودشیفته نخواهد کرد و
اگر هر واژه ام منفور نگاهی شود
در من ایجاد بغضی نخواهد شد.
در مسند قضاوت شما
حکم به هرآنچه دهید در قبال رد و تاییدم
سر تسلیم فرود خواهم آورد
حکم تان دست مایه ای است
تا بتوانم بر لوحِ سفیدِ کاغذ
واژه ای را بنگارم
که محبوبِ هرنگاه و مجذوبِ هر دلی باشد.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب